این اولین اپیدمی من نیست.


نوشته شده در | ۱۹ ژانویه ۲۰۲۲ | بدون نظر

مایک مگی

این اولین اپیدمی من نیست. وقتی پسر کوچکی بودم – ۷۰ سال پیش – صبح روز یکشنبه روی میز معاینه دراز کشیده بودم، با لباس زیر در دفتر خانه پدرم.

در اتاق قفل بود و برادران و خواهرانم بیرون جمع شده بودند. من با پدرم و یک متخصص مغز و اعصاب داخل خانه بودم که به او تعارف حرفه ای کرد که یکشنبه صبح به خانه ما بیاید. در آن اتاق هوا سرد بود، اما دستانش گرم بود که پاهایم را به هوا بلند کرد و گفت: «حالا با تمام وجودت می‌خواهم پاهایت را بالا بیاوری» و رفت.

من ۴ سالم بود و یادم می آید پاهایم از روی میز افتاد، انگار از هم جدا شده بودند، حتی پایم هم نبود. یادم نیست چی گفت اما می‌دانم که روشی که او گفت به او اجازه داد نه تنها به من و پدرم بگوید که فلج اطفال داریم، بلکه ما را به هم نزدیک‌تر کند – به‌عنوان پدر و پسر – تا بتوانیم هر یک از ترس‌هایمان را که از مکان‌های متفاوتی می‌آمدند مدیریت کنیم. روز، و ما را به سوی آینده امیدوارتر هدایت کند.

بعد از حدود ۲۰ سال دکتر شدم. اما واقعاً آن روز تحصیلات پزشکی را در مطب ایشان شروع کردم. من به سرعت بهبود یافتم و به زودی به کاوش، تعجب و پرسش بازگشتم. و یک روز به مادرم گفتم: “مامان، فکر می کنی اگر پدر می خواست، می توانست راننده اتوبوس شود؟”

در آن زمان به نظرم می رسید که راننده اتوبوس بودن پیچیده ترین، مسئولیت پذیرترین و جالب ترین شغل در بین همه شغل ها و مطمئناً دور از دسترس اکثر انسان های معمولی است. شما می توانید مهارت های رانندگی با این ماشین بزرگ را به دست آورید. که بتوانید پیچیدگی برقراری ارتباط با انواع انسان ها را تحمل کنید. که بتوانید آنها را با خیال راحت به مقصد منتقل کنید و بیشتر اوقات آرام، جمع و خوشحال باشید. و شما می توانید آن را روز به روز، سال به سال انجام دهید. خوب، می توانید بفهمید که چرا من آن را خیلی دوست دارم.

امروز صبح در آستانه ۷۴ سالگیy روز تولد، از آنجایی که ملت ما با بیماری همه گیر خود دست و پنجه نرم می کند و اختلالات اجتماعی که تا حدی به دلیل سیستم مراقبت های بهداشتی ضعیفی که قادر به مدیریت انبوه ترس و اضطراب نیست بدتر شده است، دوباره به این دو داستان فکر کردم.

از اولین داستان – پسر مبتلا به فلج اطفال و دو دکتر با هم یک روز یکشنبه صبح – با سپاسگزاری از “احترام حرفه ای” توسط متخصص مغز و اعصاب به یاد می آورم. مراقبین – پزشکان، پرستاران و اعضای خانواده – چگونه باید با یکدیگر رفتار کنند؟ این روزها چقدر از همدیگر و خانواده هم مراقبت می کنیم؟ با همه چیزهایی که از سر گذرانده ایم، چگونه راه بازگشت به آن فضا را پیدا کنیم، آن احساس صبح یکشنبه، تماشای دو مراقب که از یکدیگر مراقبت می کنند در حالی که از من مراقبت می کنند؟

و داستان دوم، واکنش راننده اتوبوس و مادرم. آیا او در سکوت گفت: “آیا می‌دانی پدرت چه کار می‌کند، چقدر پیچیده است و چه تاثیری روی همه ما دارد؟” پرسش خود من در مورد رابطه بین متخصصان بهداشتی نگران و حفظ یک جامعه مدنی سالم، ممکن است به نوعی در آن روز بذر گرفته شده باشد، از پناهگاه درونی مادرم، به خلوت های ناخودآگاه دوران کودکی من منتقل شده باشد تا بعداً آن را کشف کنم.

پنجاه سال بعد، با تیمی از جامعه شناسان فیلادلفیا، مطالعات ما ثابت کرد که پزشکان، پرستاران و مراقبان در ۳ کارکرد مهم جوامع مدنی باثبات که بسیار فراتر از استانداردهای مراقبت های بهداشتی هستند، سهیم هستند.

اولین مورد این است – به عنوان مجموع، صدها هزار بار در روز، متخصصان مراقبت های بهداشتی به ترس ها و اضطراب های مردم می پردازند، که در غیاب ما جامعه ما را ساخته و تضعیف می کند.

دوم، مانند پدر و پسر کوچکم، در مراقبت فردی، پیوندهای اساسی بین فرد، خانواده، جامعه و جامعه را به شکلی ظریف تقویت می کنند.

و سوم، مراقبان مردم را به سوی آینده‌ای امیدوارانه راهنمایی می‌کنند و اعتماد لازم برای سرمایه‌گذاری پول، زمان و رویاهایشان را در آنچه می‌توانست، نه آنچه می‌توانست، در آنها القا می‌کنند.

مادرم حقیقت را می دانست – نقش و سهم کامل کارکنان مراقبت های بهداشتی و سیستم های ناقص آنها. من متوجه شدم که من از او حمایت کردم. من او را پرورش دادم

ما، به عنوان آمریکایی‌هایی که تلاش می‌کنیم در یک محیط متغیر و بی‌ثبات بمانیم، هنوز در حال یادگیری معنای کامل کاری هستیم که پزشکان، پرستاران و بسیاری از هم تیمی‌هایشان انجام می‌دهند. ما آنقدر مشغول انجام این کار هستیم که از قدردانی از دستاوردهای انجام شده و آنچه در آینده با هم به دست خواهیم آورد ناتوان هستیم. ولی مامانم میدونست!

در مورد رانندگی با اتوبوس، این ایده هنوز برایم جذاب بود. در حقیقت، مهارت‌ها، مسئولیت‌پذیری و احساس سرپرستی مشترکی که اعضای تیم مراقبت‌های بهداشتی برای تکمیل آن تلاش می‌کنند، می‌تواند به‌خوبی به بسیاری از نقش‌های حیاتی دیگر در جامعه منتقل شود. مراقبت از یکدیگر هدف مشترک انسانی ما (یا حداقل باید باشد).

نظرات

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/