کووید – “آینه تفکر اجتماعی و عمل معقول”.


نوشته شده در | ۲۷ ژانویه ۲۰۲۲ | بدون نظر

مایک مگی

با ورود به سال سوم همه‌گیری کووید، و شاید با پایانی جزئی، سنگینی بحث نشانه‌هایی از دور شدن از درمان‌های مهندسی ژنتیکی و به سمت تحقیق در علوم اجتماعی برای یک بافت تاریخی را نشان می‌دهد.

مورخ معروف، چارلز ای. روزنبرگ، انتقالی شبیه به اپیدمی ایدز را در سال ۱۹۸۹ تصور کرد. او سیر احتمالی آینده آن را به عنوان یک “پدیده اجتماعی” با این عبارات توصیف کرد: “اپیدمی ها در یک لحظه در زمان شروع می شوند، در مرحله ای محدود در فضا پیش می روند. و مدت زمان، خط طرحی از تنش و افشاگری فزاینده را دنبال کنید و به بحران شخصیت فردی و جمعی و سپس رانش به سوی بسته شدن روی آورید.»

تلفات انسانی ویرانگر اچ آی وی/ایدز، با توجه به رئیس جمهور حیرت انگیز رونالد ریگان، نمی تواند مفسران امروزی را وادار به جستجوی زمینه تاریخی کند. یکی پیشنهاد کرد که اپیدمی در میان آنها «مطابق کامل با نگرانی های اخلاق شناسان در مورد تحقیقات محققانی است که به دنبال درک رابطه بین ایدئولوژی، ساختار اجتماعی و ساختن خود هستند».

مورخان کنونی شروع به تجزیه و تحلیل تفاسیر انکارها، انحرافات و ابهامات عمدی دونالد ترامپ در ماه های اولیه همه گیری کووید کرده اند. آیا این یک «شکست تخیل»، تهدیدی برای منافع اقتصادی یا سیاسی، ناپختگی عاطفی، سستی، یا ترکیبی بود؟ چرا بیماران باید رنج می کشیدند و اجساد باید روی هم انباشته می شد؟

برای اپیدمی ایدز، روزنبرگ معتقد بود که “پذیرش وجود بیماری همه گیر” نیاز به ایجاد پاسخ را وادار یا تحریک می کند. برخلاف آمریکای اولیه، زمانی که بار مسئولیت را می‌توان به پای یک حکومت دینی نامرئی گذاشت، شهروندان مدرن (به غیر از جری فالول و پت بوکانان آن روزگار) به دنبال «درک عقلانی» و راهی برای کنترل بوده‌اند.

شناخت، پیش بینی کنش جمعی و جستجوی زمینه را به همراه داشت. روزنبرگ در سال ۲۰۰۸، دو دهه پس از مقاله خود در مورد اچ آی وی/ایدز، که به دلیل یک بحران جدید با آنفولانزای پرندگان H1N1 تحریک شد، مقاله ای را در مجله بیماری های عفونی با عنوان “یک بیماری همه گیر: ۳ قرن تاریخ آمریکا” منتشر کرد.

در این مقاله مفهومی، او متغیرها یا معیارهایی را برای ارزیابی فهرست بلندبالای اپیدمی های آمریکا شامل جغرافیا، محیط زیست، جمعیت شناسی، دانش پزشکی، ارزش های فرهنگی و تجربه جمعی بیان می کند.

پیشرفت علمی، همانطور که با واکسن‌های کووید تولید شده توسط mRNA دیدیم، در حال ایجاد تفاوت است. همانطور که روزنبرگ اعتراف کرد، “ایدز در سال ۱۹۸۳، در سال ۱۹۹۳ و در سال ۲۰۰۳ کاملاً متفاوت – از نظر اجتماعی و بیولوژیکی – شکل گرفت.” اما او همچنین خاطرنشان کرد که اعلام پایان “عصر همه گیری های بزرگ” در دهه ۱۹۵۰ زودرس بود. در واقع، ما هنوز خود را در کنترل روندهای متقاطع و کاتالیزوری ناشی از اکتشافات یک قرن و نیم پیش، از جمله حمل و نقل جدید، رشد اقتصادی، و شهرنشینی ناشی از مهاجرت می دانیم.

همانطور که روزنبرگ پیشنهاد کرد، پیشرفت اغلب خطرات پنهان انسانی را به همراه دارد. این امر رهبران مدرن را با انتخاب های دشواری روبرو می کند. به گفته وی، «این فرصتی است برای متعادل کردن باور به قدرت آزمایشگاه با نگرانی در مورد شکست های مورد انتظار در سیاست های عمومی و دوگانگی در مورد ثمرات شاید مضحک روابط اقتصادی جهانی، و همچنین تنوع و نابرابری مرتبط با چنین رشد اقتصادی. “

در جایی که یک دانشمند آزمایشگاهی ممکن است کووید را چالشی برای نوآوران پزشکی بداند، دانشمندان علوم اجتماعی آن را فرصتی برای بشریت می دانند تا بر آنچه واقعاً مهم است تمرکز کند. برای آنها، اپیدمیولوژی «دستگاه‌های نمونه‌گیری است که ما را قادر می‌سازد در یک لحظه از زمان، شکل‌گیری ارزش‌ها و نگرش‌ها را ببینیم… یک تجربه طبیعی، نوعی آزمون قدرت مادی از روابط ظریف بین ارزش‌های اجتماعی. جامعه، فناوری. درک عمومی و خصوصی و ظرفیت پاسخگویی.” “.

در حالی که میکروب ها با سرعت وحشتناکی به تکامل خود ادامه می دهند، انسان ها در یادگیری و سازگاری با این تهدیدات بیولوژیکی کندتر هستند. آنچه جامعه‌شناسانی مانند روزنبرگ پیشنهاد می‌کنند این است که اپیدمی‌ها همیشه «آینه‌ای از اندیشه اجتماعی و عمل معقول» بوده و هستند.

نظرات

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/